تبليغاتX
ّ
ّ
                        السلام علیک یا بن فاطمةالزهرا س

السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین

ز برکت وجودِ شما دَم گرفته ایم
                                                               اذن عزا و روضه و ماتم گرفته ایم
ما دخل و خرج و رزقِ تمامی سال را
                                                               از گریه های ماه محرم گرفته ایم
ما را زآفتاب قیامت هراس نیست
                                                               تا سر به زیر سایه ی پرچم گرفته ایم
ما مرده را به ذکر شما زنده می کنیم
                                                               این معجزه ز سوره ی مریم گرفته ایم
اقرار میکنم که ز دربار فیضتان
                                                               بی عرضه بوده ایم، اگر کم گرفته ایم
این روزها که روضه خون و عطش به پاست
                                                               مثل هوایِ ابری عالم،گرفته ایم
راه ورود عمه ی سادات بوده است
                                                               سقف ورود هیئت اگرخَم گرفته ایم..

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 3:27  توسط دانیال گودرزی  | 

                                 السلام علیک یا روح الله

همانطور که در پست قبل نظرات دوستان را مشاهده نمودید بحث های خیلی خوبی مطرح شد که تلاش میشود در این پست جدید پیگیری شود برای یاداوری چند نظر اخر را ذکر مینمایم واز همین جا از تمامی دوستان:اقای سید صالحی ،حیدری ،بال ،م.الف،خلیفه خدا،عرب خالقی، دادا،امیری مقدم،سید و...تشکر میکنم وخواهشمندم در ادامه بحث مارایاری نمایند.

لازم بذکر است که نظرات این پست تا پنج شنبه شب اول محرم ادامه خواهد داشت وبعد از ان میرویم سراغ اصل ماجرا :

                             السلام علیک یا ابا عبدلله

محسن امیری مقدم:

والا بحث خیلی شلخته شد،طیف وسیعی از مطالب که در مورد هر کدومش میشه جدا حرف زد.کاش یک محور را میگرفتیم و جلو میرفتیم.
به هر جهت من از جائیکه به نظرم میرسه مناسبه شروع میکنم و دقیقا هم نمیدونم تا کجا میتونم ادامه بدم،تا جائی که حال داشتم ادامه میدم الباقیش دیگه با اساتید که غلط گیری کنند.
فرمودند: بصیرت تزریقی نیست،دودوتا چهار تا کردن است...
این جمله ی حکیمانه رومیپذیرم،پس با اجازه یه ذره دودوتا چهاتا کنیم:
از این جمله هوشمندانه و البته رندانه ی حضرت امام-که فکر میکنم چند بار تو صحبتا بقیه بهش اشاره کردن –شروع میکنم:
هرگاه ديديد دشمنان از شما تعريف کردند معلوم مي‌شود عيبي در کار است (صحيفه نور، ج 17، ص 250)
متأسفانه اين هشدار بجا ـ که پس از ارتحال امام، با تعابير مختلف از جمله همسو نشدن با دشمن، شاد نکردن دشمن و عدم تکرار سخن دشمن از سوي رهبر انقلاب نيز بارها مورد تأکيد واقع شده است ـ برخي دلسوزان را به اشتباه انداخته تا آنجا که گمان کرده‌اند که «هر سخني» که دشمن از آن استقبال کند يا به شادي دشمن منجر شود، يقينا ماهيت ضد نظام و انقلاب دارد! براي روشن شدن مسأله با چند مثال آغاز مي‌کنم.به قول حجت الاسلام و المسلمین محمد مطهری بدون شک امام خميني شاگردي به بزرگي مطهري و دشمني به بزرگي شاه نداشت. اما همين شاگرد، بارها بزرگترين دشمن امام را شاد کرد. زماني که مجاهدين (منافقين) با شاه مبارزه مي‌کردند، مطهري علم مخالفت با آنها را برافراشت و از جمله شديدا از اينکه آنان مطالب خود را به جاي «به نام خدا»، با «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ايران» آغاز مي‌کردند انتقاد کرده، آن را مصداق شرک خواند و باعث اختلاف ميان مبارزان شد، به گونه‌اي که گروهي از انقلابيون مطهري را همکار ساواک خواندند. در مجله فاسد زمان شاه يعني «زن روز» سلسله مقالات نوشت، سالها مردانه عليه مارکسيسم ـ که شاه آن را تهديد بزرگي عليه حکومت خود مي‌ديد ـ مبارزه سرسختانه کرد و حتي صنف خود يعني روحانيت را چند بار در کتب و سخنرانيهايش «درخت آفت زده» خواند، با اينکه خود بزرگترين مدافع اساس روحانيت بود و حتي شهيد «تز اسلام منهاي روحانيت» شد.اتفاقا همين کارهاي «دشمن شاد کن» مطهري، بيت الغزل هر ساله سخنرانان در تجليل از مقام اوست.چگونه است که امام از ميان شاگردانش همان کسي را که بيش از همه دشمن او را شاد کرده بود «پاره تن» و «حاصل عمر» خويش خوانده، آثارش را بي استثنا آموزنده و روانبخش دانست؟!
شاد شدن شاه از برخي اقدامات مطهري چگونه با هشدار امام که در ابتداي مقاله ذکر شد سازگار است؟
نکته قابل توجه اين است که حتي خود امام و رهبر انقلاب هم گاهي اقداماتي کرده‌اند که در عين درست بودن، دشمنان هم از آن شاد شده‌اند و اين روشن ترين دليل است بر اينکه از نظر امام و رهبر انقلاب هر اقدامي که دشمن از آن شاد شود لزوما نادرست نيست.رهبر انقلاب اخيرا دستور تعطيلي بازداشتگاه کهريزک را صادر کردند. اين کار تأييدي بود از بالاترين مقام نظام اسلامي بر وقوع بدرفتاري با برخي بازداشت شدگان، که عزل و بازداشت دوازده نفر از عاملان وقايع کهريزک را به دنبال داشت.
آيا اين اقدام کاملا درست، اسباب شادي دشمن و نيز سوء استفاده او را فراهم نکرد؟ اگر هميشه و در همه جا شادي يا سوء استفاده دشمن، معيار منحصر به فرد بود اين دستور بايد به صورت محرمانه صادر مي‌شد. نه تنها در سيره بزرگان، بلکه حتي در آيات قرآن، سيره پيامبر (ص) و ائمه (ع) به موارد بسياري مي‌توان اشاره کرد که دشمنان براي آن شادي کرده‌اند. داستان تغيير قبله، از نمونه آيات دشمن شاد کن است. خداوند متعال که براي او علم به حال و گذشته و آينده يکي است قطعا مي‌دانست که تعيين بيت المقدس به عنوان قبله اول مسلمانان، باعث نه تنها شادي بلکه طعنه دشمن مي‌شود و چنين هم شد، اما اين امر باعث نشد خداوند از ابتدا کعبه را قبله مسلمانان اعلام کند. اگر «شاد شدن» دشمن «تنها ملاک» براي ارزيابي درستي يک کار است بايد گفت نعوذ بالله فرمان اوليه در مورد قبله غلط بوده است! يا وقتي اميرالمؤمنين (ع) ياران خود را «نامرد» خواند (يا اشباه الرجال و لا رجال) دشمن بزرگ خود يعني معاويه را شاد نکرد؟ آيا کلام سوزناک و تأثيرگذار امام صادق (ع) به شيعيان که «مايه زينت ما باشيد نه مايه ننگ ما» دست آويز دشمنان تشيع قرار نگرفت؟اساسا قدم اول براي هر گونه اصلاح در اجتماع، پذيرش عيب و ايراد است و در عصر ايميل و اينترنت و ماهواره، هيچ گونه پذيرش عيبي ممکن نيست مگر آنکه دشمن از آن آگاه شده و بالطبع اسباب شادي اش فراهم شود. اما نکته مهم و کليدي اين است که شادي دشمن دو گونه است: شادي «موقت» و شادي «طولاني يا دائم». در يک صورت است که شاد کردن «موقت» دشمن نه تنها مذموم نيست بلکه واجب است و آن زماني است که تنها راه پيشگيري از شادي طولاني و بلکه هميشگي دشمن، شاد کردن موقت او باشد. امام فرمود اگر اين نظام خداي ناکرده سقوط کند لااقل تا قرنها نمي‌توان سربلند کرد (صحيفه نور، ج18، ص17). بنابراين سقوط نظام، معادل شادي چند صدساله دشمن است. پس وقتي ظلمي از ناحيه حکومت صورت مي‌گيرد ـ که به فرموده پيغمبر(ص) نابود کننده هر حکومتي است ـ و عده‌اي توجيه گر وارد ميدان مي‌شوند و عده‌اي ديگر تنها به دنبال تصفيه حسابهاي جناحي مي‌دوند چه کسي بايد به اين ظلم‌ها اعتراض کند؟ اگر فرد معترض اصلاح‌طلب باشد، مي‌گويند به خاطر ناراحتي از شکست در انتخابات است. بنابراين کساني که عشق به نظام داشته و از هر گونه خط بازي پرهيز داشته‌اند و احتمال مي‌دهند سخنشان تأثيري داشته باشد وظيفه خطيري به عهده دارند . بگذار در کنار سرور بسیاری از نیروهای دوستدار انقلاب، ده سايت ضد انقلاب هم چند روزی خوشحال باشند که صداي پسران مطهري و بهشتی هم از ظلمها درآمد، اما در عوض، پس از سقوط نظام، شادي چند صد ساله و نسل اندر نسل نکنند. در اين موارد «شادي» موقت دشمن در واقع «دلخوشي» اوست و نبايد آن را ملاک مطلقي براي درستي يا نادرستي يک اقدام قرار داد. به هر حال ترديدي نيست که بدرفتاري غير قابل انکار با برخي از بازداشت شدگان وقايع اخير اسباب شادي چندين ساله را براي دشمن فراهم کرده است. اما پرسش اين است که چرا امروز مجبوريم به اين «شادي چند ساله» تن دهيم؟ پاسخ روشن است: براي اينکه در گذشته حاضر نشديم به «شادي چند روزه» دشمن تن دهيم و لو عدالت قرباني شود.اين مطلب را مي‌توان در قالب يک مثال توضيح داد.اگر فرضا دو سال پيش يکي از ائمه جمعه در خطبه هايش مرگ قطعي زهرا بني يعقوب در زندان را مطرح مي‌کرد (دختر پزشکي از يک خانواده مذهبي که در مهرماه 86 در پارکي در همدان دستگير شده و دو روز بعد جنازه اش به خانواده او تحويل داده شد)، برخي دوستان از سر دلسوزي و برخي مدعيان طرفداري از رهبري مي‌گفتند چرا حرفهاي دشمن شادکن مي‌زنيد؟ نديديد ديشب بي بي سي سخن شما را با آب و تاب نقل کرد؟مسلما از چنين اقدامي راديوهاي بيگانه استقبال مي‌کردند و چند روزي سرخوش بودند اما نتيجه اش اين بود که هر کس در محيط بسته زندان کار مي‌کند مطمئن مي‌شد که تخلف او مي‌تواند در خطبه‌ها و يا در اخبار مطرح شود و فرياد «يا للمسلمين» هر مظلومي مي‌تواند بي‌ملاحظه علني گردد. در اين صورت آيا امروز کسي جرأت مي‌کرد با مرحوم روح الاميني و امثال او چنين رفتار کند؟ آري، با رسانه‌اي نکردن مرگ زهرا بني يعقوب به خيال خودمان از بدنام شدن نظام جلوگيري کرديم و آن شادي چند روزه را از دشمن گرفتيم ولي امروز در عوض، شادي چند ساله را تقديمش کرده ايم.بگذريم از اينکه چنين «خدمت» بزرگي به انقلاب از سوي همين امام جمعه فرضي، توسط برخي رسانه‌ها به «خيانت» تعبير مي‌شد و با بهره گيري از شغل پرطرفدار تحريفگري و با سرهم کردن تصاويري از فاکس نيوز و سخنراني نماينده مجلس اسرائيل و با ارائه تفسيري نادرست از اين سخن صحيح امام که حرفهاي دشمن شادکن نزنيد، بار ديگر به همگان پيام داده مي‌شد که سخن به ميان آوردن از اين قبيل امور فقط در آخرت امکان پذیر است.از اين گونه خدمات به انقلاب زياد شده است. هر وقت قرار شد تخلفي امنیتی مربوط به درون نظام مورد رسيدگي قرارگرفته يا علني شود و يا با آقازاده‌اي برخورد شود، توجيهاتي از قبيل شاد نکردن دشمن و حفظ آبروي نظام و بدبين نشدن مردم از راه رسيده‌اند. نتيجه اين شده است که در جامعه ما حتي گاهي «اقوي» (قوه قضاييه) نمي‌تواند حق خود را از «قوي» (آقازاده) بگيرد در حالي که در جامعه مطلوب پيامبر «ضعيف» بايد بتواند حق خود را از قوي بگيرد آنهم بدون لکنت.حالا چند نکته به اختصار:
1)هشدارهاي امام و رهبر انقلاب درباره توجه به عکس العمل دشمن کاملا صحيح و راهگشاست و يک «هشدار» بازدارنده است براي دوستداران انقلاب که ناخواسته در خدمت دشمن قرار نگيرند. اما بدين معنا نيست که هرگاه دشمن از اقدامي اظهار شادي کند «قطعا» آن کار نادرست است (گر چه در موارد بسياري چنين است). مثلا حکم امام درباره اعدام سلمان رشدي کاملا درست بود اما چون براي يک «ذهن غربي» صدور حکم اعدام به سبب توهين به پيامبر قابل هضم نيست، رسانه‌هاي ضد اسلامي براي مخالف نشان دادن اسلام با آزادي و حقوق بشر، از آن استقبال فراواني کردند. حکم امام بر طبق مباني اسلامي و عقلي کاملا قابل دفاع است و سوء استفاده و شادي دشمنان هرگز از اعتبار آن نمي‌کاهد. بله، اگر کاري «تنها اثرش» شادي دشمن باشد در اين صورت با اتکا به سخن امام مي‌توان آن را باطل دانست.
2)نه امام و نه رهبري هيچ گاه نگفته‌اند که براي تعيين صحت و سقم يک سخن، به محتوا توجهي نکرده و فقط به سايتهاي ضد انقلاب مراجعه کنيد، اگر استقبال کرده بودند حتما آن سخن غلط است! آيا اسلامي که مي‌گويد که به خود «گفته» (ما قال) و نه به «گوينده» (من قال) بايد توجه کرد، استقبال دشمن را «ملاک مطلق» قرار داده است؟! اگر چنين باشد بايد گفت زماني که امام عليه آمريکا مردانه ايستاد کار اشتباهي بود چون شوروي و چين کمونيست از آن استقبال مي‌کردند!
3)شناخت دقيق مباني دشمن شناسي امام خميني نياز به پژوهش لااقل يکساله گروهي از محققين زبده دارد. به فراموشي سپردن بسياري از رهنمودهاي ديگر امام و حتي سيره خود امام و چسبيدن به ظاهر يک جمله، مانند آن است که کسي چنين استدلال کند که امام از روحاني بودن خود در دهه آخر عمر پشيمان شده بود چون خود چنين گفت که «اي کاش من يک پاسدار بودم»
4)درر روايات آمده است که کسي که براي رضاي خدا مجلس غيبتي را ترک کند بهشت بر او «واجب» مي‌شود. اين سخني است درست و توضيح قانع کننده‌اي دارد ولي آيا کسي مي‌تواند اين را ملاک مطلق قرار داده، پس از يک بار بلند شدن از مجلس غيبت، تا آخر عمر به هر فسق و جنايتي دست بزند و با استناد به اين روايت توقع بهشت هم داشته باشد؟ قطعا معناي عميق اين روايت اين نيست.5)نيازي به ذکر نيست که کساني که در طول سالها با تفاسير خود خواسته از سخن امام و رهبر انقلاب، بسياري را بدون دليل کافي و با همين نوع تحليلها از حول انقلاب و ولايت فقيه رانده و براي آن شاديها کرده‌اند – که من علت اين شادي را نمي‌فهمم - مخاطب اين نوشته نبوده و نيستند، همان کساني که براي پاسخ به هر مطلبي ابتدا به تحريف سخن نويسنده پرداخته و سپس نقد! را آغاز مي‌کنند و غالبا به کمتر از اثبات ارتباط نويسنده با بيگانگان رضا نمي‌دهند.
6)هر گاه افراد حرفه‌اي و معلوم الحال، در برابر سخن گفتن از يک ظلم مسلم و قطعي در نظام اسلامي، به اموري مانند شاد نکردن دشمن متوسل شدند بايد قويا احتمال داد که چنين افرادي نگران شادي دشمن نيستند بلکه نگران لو رفتن دوستانند.
7)در کشوري که نظام اطلاع رساني اش درست عمل مي‌کند نه انتخاباتش به جنجال طولاني مي‌کشد و نه هيچ کس مي‌تواند در کشاندن مردم به کف خيابانها توفيق يابد. سياستهاي کنوني اطلاع رساني امروز، بخشي از مردم را ناخودآگاه روانشناس کرده است. بيش از آنکه ببينند رسانه ملي چه مي‌گويد به اين فکر مي‌کنند که چرا چنين مي‌گويد و در پس يک مطلب چه چيزي مي‌خواهد القا کند.
8)اميدواريم روزي به نقطه‌اي برسيم که همه گروههاي دوستدار انقلاب پس از هر حادثه‌اي متفق القول باشند که امشب حقيقت از زبان رسانه ملي بي ملاحظه گفته خواهد شد. اما تا زماني که بخواهيم با تفاسير تنگ نظرانه از مفاهيمي چون شادي دشمن، آبروي نظام، حفظ نظام، ظلم به نظام و بدبين نشدن مردم و مانند آن حاشيه امن براي متخلفان - از هر دسته که باشند - ايجاد کنيم راه به جايي نخواهيم برد.
9)براي بقاي انقلاب، شادي روح امام، پاسداري از خون صدها هزار شهيد و براي محروم کردن دشمنان از شادي دائمي، چاره‌اي نيست جز آنکه دشمن را کمي شاد کنيم.
فعلن تا همین جا تونستم،اگر شد در باره مصادیق هم مینویسم.

و پاسخ بنده:

سلام خدمت برادر محترم اقا محسن
خوب نکات جالب بود ولی بازهم من پاسخ سوالاتم را نگرفتم!؟!من میرم سر اصل مطلب
1-برادر جان شما فکر میکنید بی احترامی به ارمان خمینی کبیر باعث خوشحالی اندک دشمن میشود در حالی که انها سال هاست ارزوی این رادارند
2-برادرم فکر میکنید فراموش کردن ماجرای فلسطین باعث خوشحالی اندک دشمنان است نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
3- داداش جون شما فکر میکنی بی احترامی به ولایت فقیه فقط باعث کمی خوشحالی دشمن میشود
4- عزیزم بیا یک جور دیگه باهم به مسئله نگاه کنیم من میدانم حداقل خانواده شما چقدر از این نظام طلب کارند حالا یک سوال ولله قسم شهدا غیر از حرف امام به میدان جنگ رفتند شهدا برای اینکه حرف امام زمین نیافتد چقدر از جانشان گذشتند شهدا برای حفظ ارمان های امام چقدر جانفشانی کردند ایا انها حق گردن ما ندارند؟ایا ما نباید ادامه دهنده راه انها باشیم ؟مگر امام چه میگفتند مگر غیر از عاقبت بخیری بشر را میخواستند مگر غیر از این بود که ما روی پاهای خودمان بایستیم وخودمان برای خودمان تصمیم بگیریم؟
5-برادرم این مشکلات از زمانی شروع شد که بعضی ها بقدرت نرسیدند این شعارها از همان جا اغاز شد نه از بعد زندان کهریزک
6-برادرم این شعارها از همان جایی اوج گرفت که رهبرمان در نماز جمعه تاکید کردند کاری نکنید که دشمن به پشتیبانیات برخیزد
7- ایا این حرکات فقط برای یک لحظه دشمن را شاد کرده است؟نه این فکر کاملا اشتباه است انها سال ها ارزوی این فحاشی ها و بیاحترامی ها را به امام و ولایت فقیه داشتند و فکر میکنند با این چیزها مردم از امام و انقلاب دست برمیدارند البته بگویم انسانهایی هم هستند که بلا نسبت خر سرشان در اخور دشمن میباشد و جالب این است که برای ما ادعای یار امام را دارند ولی خلاف امام عمل میکنند و حرف میزنند.
خیلی خوشحال میشوم بعضی از سوالاتم را جواب بدی من به همین جا بسنده میکنم و منتظر جواب شما و بقیه برادرها هستم.

سید:

داداش سلام آقا مثل اینکه بحث کردن بی نتیجه است بعضی تو بحث هاشون هنوز در گیر این هستند که چه کسی عکس امام رو پاره کرد و از آن تعجب میکنند اما از شروع و ابتکار کسانی که خود را یار دیرین امام معرفی کردند نمیپرسند لازم هست که کمی به گذشته برگردیم یادتون هست آقایان جهت کسب مشروعیت جهت شرکت در انتخابات به دیدار آقا رفتند و از ایشان اجازه خواستند و خود را یار ولی فقیه عنوان کردند و تبری جستند از آمریکا و دشمنان نظام یادتان هست ساعت 11 شب چه کسی شبکه bbc و چند خبرگزاری دیگر را دعوت کرد و گفت برنده قطعی انتخابات من هستم و اگر غیر از این شد حتما تقلب شده است یاد تان هست که بعضی از منتسبین قبل از انتخابات کمیته صیانت از آرا را تشکیل دادند یادتان هست واژه دیکتاتور اول از زبان چه کسی بیرون آمد انها همه نشانه های است که از قبل اصول امام راپاره کرده بودند اما بعد از آن مگر حضرت آقا بعد از ظهر روز 22 خرداد نفرمودند بعضی ها در تلاشند شیرینی این پیروزی را به مردم تلخ نمایند مگر آقا بارها نفرمودند جنگ نرم در پیش است مگر آقا نفرمودند اگر اعتراضی هست قانونی بیان شود مگربه دستور آقا مدت ارجاع شکایت را 5 روز به تعویق نیانداختند مگر آقا در نمازجمعه حجت را بر آقایان تمام نکردند پس چرا سعی و تلاش کردند مردم را به خیابان بیاورند پس چرا موقعی که از سمت صهیونستها حمایت شدندن خود را کنار نکشیدند یا حتی جوابی انقلابی به آنها ندادند پس چرا با صدور 16 بیانیه اظهار مظلوم نمایی کردند پس چرا هنوز هم دل به حمایت انگلیس و آمریکا و اسرائیل بسته اند اول این سوال ها را جواب بدهید بعد از آن میرویم سراغ پاره کردن عکس امام در نهایت باید بگم کار رهبری این جنبش فتنه از دست آقایان خارج شده یا از اول دست آنها نبود این جماعت فتنه در پشت آقایان مخفی شده بودند.هنوز هم از انجام کارهای خود پشیمان شده اند به یقیق اعلام میکنم اگر از دهن این دو ساده لوح که احساس میکنند مردم انقلابی هنوز هم با فکر این که آقایان یاران امام بودند و سر سفره این نظام نشته بودند پشتیبان آنها هستند کلمه بیرون بیاید که با پشتیبان ولی فقیه هستیم ما آبروی نظاممان را به شیرین زبانی اوباما و کلینتون و سارکوزی و گوردن براون نمیدهیم با به طنازی رقاصان و معاندین و تن فروشان غربی و منافقین نمیدهیم مبینیم که طرفداران این فتنه اول عکس همین آقایانرا پاره به آتش میکشند این ها جرات همچین کارهایی را نداشتند پس بیایید بفهمیم چه کسی به آنها این جرات را داد چرا آقای کروبی و میر حسین دست به دست هم دادند و میخواهند باعث شادی دشمنان ما شوند حالا می فهمیم که موقعی که حضرت آقا فرمودند نگذارید شیرینی این پیروزی به کام مردم تلخ شود یعنی چه؟

منتظر مشارکت سبز(!) شما هستیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 22:12  توسط دانیال گودرزی  | 

                                       السلام علیک یا روح الله

نمیدانم اینان که دم از یار غار امام میزنند چرا هنوز با دیدن این بی حرمتی ها به عکس امام و ارمان های ایشان هنوز ساکت نشسته اند

یادم میاد وقتی تاریخ را نگاه میکردم هنگامی که درب خانه حضرت  مولا علی ع را اتش زدند و علی ع را با دستان بسته در کوچه ها میکشاندند بعضی هااز اصحاب علی ع و مسلمانان در حین نگاه کردن بودند...ولی میان انها یک نامسلمان وجود داشت که وقتی این صحنه را دید پرسید ایا این علی ع داماد پیامبرتان نیست مسلمانان جواب دادند بله این علی ع است دیدند این کافر و نامسلمان با صدای بلند داد میزند اشهد ان لا اله الا الله و  اشهد ان محمد رسول الله همه مسلمانان تعجب کردند این که کافر به دین خدا بود یک دفعه چه اتفاقی افتاد ازش سوال پرسیدند گفت:

 ولله اگر در جنگ خیبر ندیده بودم که علی ع تنها در خیبر را کندو اکنون شما دستان ایشان را با طناب بسته ایدو در میان کوچه ها میکشانیدهیچگاه مسلمان نمیشدم.

نتیجه :

ای ان کسانی که ولله قسم خجالت میکشم اسمتان را در وبلاگم بزنم چون این وبلاگ مقدس به نام شهداست دم از یار غار امام را میزنید و تمامیتان ادعای دوستی با امام را داریدحال نمیدانم که با اینکه شما تمام حرفها و ارمان های امام را شنیده ایدچرا هنوز مثل کبک سرتان در برف فرو برده ایدو میگذارید به نام شما تجمع نمایند و به ارمان های امام که فرمودند فلسطین پاره تن من است وما مدافعان مستضعفین هستیم(نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران )توهین نمایند  البته بگویم جلوی استعمار ایستادن ...میخواهد که ولله قسم شماها ندارید.بازهم ان مسیحی که بادیدن توهین به عکس امام اشک از چشمانش مثل باران جاری میشود ولی حیف از شماکه....

 برای عاقبتتان میترسم که عاقبت بدی در انتظارتان میباشد نمیدانم چگونه میتوانید جواب شهدا را بدهید انها برای حفظ مقام امام واحترام به حرف امام از جانشان می گذشتند ولی شما ها امروزه کاری را شروع کرده اید که خیلی راحت در خیابانها به عکس امام و ولایت فقیه بی احترامی کنند وای بر روزگارتان اگر رهبرم اجازه دهد ولله قسم نمیدانم چه بگویم ولی ....

رهبرا یک جان ناقابلی دارم که ارزویم میباشد نه برای خود شما بلکه برای دوستداران شما فداکنم چون جان من در حد شما نیست.

سری دارم که اگر اجازه دهید در راهتان تقدیم نمایم.

بدنی دارم که اگر اذن بفرمایید در راهتان تکه تکه اش نمایم.          

                                     

                        

       بسیجی ام وبه امید ظهور پنجره ام

                                                           بازمانده از نسل هزار حنجره ام

       هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

                                                         وجان نیمه تمامی که داشتم دارم

       به همرهان که جفا میکنند میگویم

                                                         اگر چه گفته ام اکنون بلند میگویم

      که تا به چشمه نور حیات روزنه ایست

                                                        تمام بودو نبودم فدای خامنه ایست

 سلامتی مقام معظم رهبری حضرت  سید علی خامنه ای صلوات

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 20:2  توسط دانیال گودرزی  | 

                    السلام علیک یا صاحب الزمان عج

شهری به اتش میکشم گر تو لبت را تر کنی

                                                          من چون گلی در دست تو کاش مرا پرپر کنی

بررشته های معجر زهراس قسم سید علی

                                                            خنجر به حنجر میزنم گر تو هوای سر  کنی

                            اللهم عجل لولیک الفرج

  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 22:18  توسط دانیال گودرزی  | 

              السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ع

بله درست حدس زدید دوباره زیارت سلطان ولی این بار درشب بزرگترین عید شیعیان

عجب ایامی است!موسی به طور میرود.ابراهیم با اسماعیل به قربانگاه .محمد ص با علی ع  به غدیر  وحسین ع با عباس ع و کاروان به کربلا

در سال دهم هجرت که پیامبر ص به اخر عمر خویش پی برده بودند بی وقفه میکوشید تا زمان حضورش را در میان مسلمانان پر بارتر نماید به همین دلیل با شکوه ترین مراسم حج را به اتفاق یاران خود انجام دادند. پس از اتمام این حج که به الوداع ـ حجة الاسلام ـ حجة البلاغ ـحجة الکمال ـ حجةالتمام نیز میگویندپیامبر بسوی مدینه حرکت کردند وهنگامی که به سرزمین رابغ رسیدند( در محلی که غدیر خم نام داشت )جبرئل نازل شدو پیامی بدین شرح از پروردگار تلاوت کرد:

ای رسول ما!انچه از سوی پروردگارت نازل شده به مردم برسان واگر این کار را انجام ندهی رسالت خود را به انجام نرساندهی وخدا تورا از مردم ایمن خواهد کرد همانا خدا قوم گنه پیشه را هدایت نمیکند.

پس پیامبر گفت انچه را باید میگفت :من کنت مولا و فهذا علی مولا  وامیر المونین ع را به ولایت وامامت مسلمان بر گزیدند وتمامی مسلمانان با علی ع بیعت بستند.حیف که ایام عید است ودیگر دوست ندارم باقی مطلب را ادامه دهم  انشا الله در فرصت بهتر در جوار حرم امام رضا ع به یاد تمامی دوستان خواهم بود.                                                                                     التماس دعا

      عید غدیر را بر امام زمان عج و تمامی شیعیان مولا تبریک عرض مینماییم                   

                                نثار امیرالمومنین ع صلوات

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 14:18  توسط دانیال گودرزی  | 

                                     السلام علیک یا اباعبدالله ع

روزی که داشتم حرکت میکردم سمت کربلا خیلی خوشحال بودم انگار تمامی ارزوهایم براورده شده بودهمش با خودم میگفتم یعنی میشه حتی برای یکبار هم که شده بین الحرمین را ببینم و بعد جون بدم و بمیرم .صبح انروز یادم میاد با محمد شوماخر رفتیم بهشت زهراس سر قبر غلامعلی رجبی خیلی با صفا بود کلی با شهید درد دل کردم همش از ایشان میخواستم دستم را بگیرد تابتوانم از این زیارت کمال بهره را ببرم.

یواش یواش راه افتادیم وبرگشتیم (البته بگم با شوماخر دوباره تو راه تصادف کردیم)خلاصه بعد از کلی نذر ونیاز سالم رسیدیم من رفتم سمت ترمینال انجا دو سه تا از بچه ها بقول خودشان امده بودند برای بدرقه ی زائر امام حسین خلاصه ساعت ۱۵سوار اتوبوس شدیم وحرکت کردیم به سمت مرز کاروان بدی به نظر نمیرسید منهم طبق معمول تک و تنها در بوفه نشسته بودم اذان صبح بود رسیدیم مرز مهران انجا  نماز خواندیم ومنتظر ماندیم تا نوبت کاروانمان برسد بالاخره این صبر بعد از چند ساعتی به پایان رسید و رفتیم سمت خاک عراق متاسفانه اولین گیت بازرسی سربازان امریکایی بودند که چون از امثال ما خیلی خوششان میامد مارا از کاروان جدا کردندوبردند برای بازرسی  وقتی وارد اتاق شدم یک صحنه دیدم که خیلی ناراحتم کرد چند تا از سربازان در حالیکه حال خوبی نداشتنددورمیز داشتند پاستور بازی میکردند که ....وبازهم اقا بدادم رسیدو....

اما نجف، یادم میاد اولین بار که وارد حرم شدم مقابلم دری وجود داشت که بالای ان در نوشته شده بود باب الرضا ع تا چشمانم به این اسم افتاد دلم لرزید و یکباره یاد گوهرشاد افتادم وقتی وارد صحن شدم چشمانم به ایوان طلای مولا افتاد عجب صفایی داشت یک لحظه به فکرم امد اگر بخواهی وارد بهشت مولا شوی باید از علی ابن موسی الرضاع اذن بگیری انقدر ارام گرفته بودم که احساس میکردم در اغوش پدری مهربان جا گرفته ام. ابتا یا علی ع

عجب روزهای زیبایی بود ولی حیف که تمام شد روز اخر که میخواستیم سمت کاظمین و کربلا برویم به سمت حرم مولا رفتم وبه اقا گفتم امروز به هوای حسین ع از تو جدا میشوم ولی برای بازگشت از کربلا به هوای چه کسی از حسین ع جدا شوم شما اقایی کنیدو دست مرا بگیرید که در کربلا حرم را ببینم و برای ارباب جون بدم ...راه افتادیم سمت کاظمین انجا فقط بوی حرم امام رضاع می امد و تا وارد حرم میشدی بی اختیار دلت برای حرم امام رضاع تنگ میشد انجا ۲ ساعت بیشتر نبودیم و راه افتادیم سمت حرم عشق ...

بالاخره بعد از چند ساعت انتظار رسیدیم، اولین چیزی که در این سرزمین میبینید فرات است فرات، ولله تا چشمتان به وسعت این اب میافتد بغض گلویتان را میگیرد ویاد عطش طفلان حسین ع و سقای حسین ع میافتید.اما شارع العباس ع خیابانی که واردش  میشوی حرم علمدار را میبینی یواش یواش سمت حرم میروی میدان مشک، از بین الحرمین و حرم ارباب هیچ خبری نیست بقول ان بزرگ میگفت برای دیدن حرم حسین ع باید از علمدارش اذن بگیرید وارد حرم سقا شدم عجب هیبتی عجب صفایی ولی یک چیزی خیلی ازارم میداد چشمم که داخل ضریح افتاد بهتم زد چگونه یل ام البنین همان کسی که میگفتند وقتی سوار بر مرکبش میشد زانوانشان به زمین کشیده میشد (درکربلا چه گذشت شوشتری)در این قبر کوچک جا شده است اه اه ....اما بین الحرمین و گنبد زیبای حسین ع نمیدانم چگونه توصیف کنم یک خیابان بهشتی اسمش بین الحرمین یکطرف حریم سقا یکطرف قبر حسین ع عجب صفایی داشت .روز عرفه تمام جوان های کاروان ها جمع شدند خیلی بین الحرمین شلوغ بود با هم رفتیم سمت باغ امام صادق ع انجا عرفه را خواندیم بهترین عرفه عمرم بود خیلی حال داد یک روضه نمکی ویک سینه زنی ولی این یوسف الزهرا س...   انصافا چند روزی که انجا بودم مزه زندگی کردن را متوجه شدم وتازه فهمیده بودم بندگی یعنی چی اصلا دوست نداشتم برگردم همش وقتی فکر میکردم بالاخره یک روزی باید با این سرزمین وداع کنم ...بالاخره ان اتفاقی که نباید می افتاد ،افتاد به قول بچه ها کوپونمان باطل شد روز اخر شد وباید برمیگشتیم همگی حیران بودیم خدایا چیکار کنیم من از کاروان جدا شدم و رفتم سمت خیمه گاه جایی که حسین و زینب باهم وداع کردند از خانوم مدد گرفتم تا بتوانم دوری از این سرزمین را تحمل کنم یک نکته برایم خیلی جالب بود در خیمه گاه محراب حسین ع  دقیقا پشت خیمه زینب سقرار داشت اری زینب س است قبله حسین ع ....

 نمیدانستم از کجا وداع کنم و اصلا چی بگم فقط روبه حرم ارباب کردم وگفتم انشا الله هیچ کس نا امید نشود و رفتم سمت حرم علمدار، هر چه نزدیک تر میشدم به حرم سقا قلبم بیشتر میزد چون احساس میکردم از حرم حسین دور میشوم ای کسی که امام ظهر عاشورا به شما پناه اورد دست مرا بگیر شما یکبار شرمنده اطفال خیام حسین شده ایدو مزه شرمندگی رامیدانید نگذارید ما با اعمالمان شرمنده ارباب شویم این زیارت را من امانت به شما میسپارم انرا سر وقتش به ما بازگردانید عموجان من به ارباب قول دادم باعث افتخارش شوم نه باعث ...بخودم امدم دیدم دیگر دیر شده است زیرا رسیده بودیم مرز  ایران وارد خاک ایران شدم از یک طرف حس میهن دوستی و از یکطرف حس جداشدن از ارباب انصافا نمیدانستم چیکار کنم سوار اتوبوس شدم وبه سمت تهران امدم به دروازه های شهر که رسیدم دیگر تحمل نکردم شروع کردم به روضه خواندن دلم برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه. ای خدا دوباره اسارت نفس ای بیدست کربلا دستم را بگیر تا پای قولی که به ارباب دادم بایستم.نزدیک به  اذان ظهربود رسیدم خانه زنگ را زدم مادرم از پله ها به سرعت  امد پایین تا مرا دید شروع کردبه گریه کردن مرا در اغوش کشید وگفت دیگر حلالت نمیکنم اگر مرا تنها بگذاری ...و روز از نو روزی از نو ...

دلت گرفته است از این روزهای بارانی...!هوای یار داری و وعده دیدار اما نداری....گم شده ای در خلوتی که حسابی شلوغ است !شاید هم در میان جمعی شلوغ و دلت جای دیگر است ...هر چه هست به دریایی در افتاده ای که جان صد هزاران غرق ان است...لب این دریا که نشستی یادت نرود فقط " بوتیمار نباشی و غصه تمام شدنش را نخوری...که:بحری است بحر عشق که هیچش کناره نیست..."

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 0:20  توسط دانیال گودرزی  | 

                        السلام علیک یا باقر العلوم ع

                   السلام علیک یا مسلم ابن عقیل ع

در جوار حرم ارباب حسین ع و سقای با وفایش حضرت ابا الفضل عباس ع شهادت امام محمد باقر ع وپیشاپیش شهادت حضرت مسلم ع را به امام زمان عج ویارانش تسلیت عرض مینماییم.نثار سفیر حضرت ابا عبدلله ع و حضرت محمد باقرع صلوات.

این پست اخرین پستی میباشد که در این سفر مینویسم .من نائب زیاره تمامی دوستان هستم و برای تمامی عزیزان ارزوی عاقبت بخیری دارم .

عرفه مارا فراموش نکنید مخصوصا بچه های مسجد ارک( اینجا فقط جای حاجی خالیه )ما هم دعا گوی شما عزیزان هستیم شما هم دعا کنید ما به ارزویمان برسیم و اقا این سگ روسیاه را بخرد ویک نگاهی به ما بیاندازد.از تمامی عزیزان حلالیت میطلبم التماس دعا.

یا صاحب الزمان عج: قرار ما عرفه روبروی شش گوشه ی حضرت ارباب .

اللهم الرزقنی توفیق الشهادة فی حرم الحسین ع در جوار صاحب الاعصر و الزمان عج

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 19:23  توسط دانیال گودرزی  | 

                   السلام علیک یا ابا عبدلله ع

                السلام علیک یا زینب کبری س

             السلام علیک یا ابا الفضل عباس ع

کربلا....خون... عطش....

    الهم الرزقنی التوفیق الشهادة فی حرم حسین ع

                            التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 19:56  توسط دانیال گودرزی  | 

                     السلام علیک یا علی ابن ابی طالب ع

با سلام خدمت تمامی دوستان این مطلب را در جوار حرم ملکوتی مول الموحدین امیر المومنین ع  مینویسم بنده نائب زیاره تمام دوستان هستم ودعا میکنم بزودی زود زیارت عتبات عالیات قسمت تمامی عزیزان شود.

       ایوان نجف عجب صفایی دارد/ حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

                         التماس دعا یا علی مددی

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 21:18  توسط دانیال گودرزی  | 

                  بسم رب الحسین ع و الشهدا و الصدیقین

                      دیگر این خانه مرا تنگ بود

                                                            زندگی بی شهدا ننگ بود

    بابی انت و امی ونفسی و مالی واولادی یا اباعبدلله

   خیلی سخته نوشتن مطلبی که شاید مطلب آخرت در وبلاگ باشد تا بحال چندین بار متنش را عوض کردم ولی آن چیزی که میخواستم نشد و این بار دیگر دلم برایتان میگوید. 

خیلی روزهای سختیه همش به این فکر میکنم که کی این چند روز تمام میشود تا این سگ روسیاه به خانه اش برسد آری خانه اش کربلا . اسمش را که میبرم تمام جانم می لرزد. چه کرده ای با دلم ای پسر فاطمه ...سالهای زیاذی آرزوی دیدن این سرزمین مقدس را داشتم. سرزمینی که در آن خون عزیز ترین مخلوقات ریخته شده است و چه انسانهایی که در این سرزمین پای ننهاده اند. از حضرت آدم گرفته تا امام زمان (عج) وحالا قسمت این سگ روسیاه شده است که مقتل پسر فاطمه را زیارت کند. همانجا که حضرت زینب (س) فرمود: مارایت الا جمیلا و...

یک عمر دوری از این خانه مرا رنج می داد. چه شبهایی که در هیئت ها دعا نمیکردم که فقط یکبار دیگر آنجا را ببینم و حال برات این زیارت به دست آقای خوبیها حضرت سلطان علی ابن موسی الرضاع امضا شد و این روسیاه در روز عرفه( روزی که اگر چه به اسم عید نامیده نشده است ولی روزی است که خداوند بندگانش را بعبادت و طاعت خود خوانده و موائد جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده وشیطان در این روز حقیر تر اوقات خواهد بود)لیاقت پیدا کرده است که در جوار حرم حضرت ارباب به مناجات با پروردگار خویش بپردازد.

اما نجف ایوان طلای امیر المومنین (ع) ....

 ایوان نجف عجب صفایی دارد/ حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

یعنی می شود این چشمان ناپاک گنبد و بارگاه امیر المومنین ،اسدالله غالب، یدالله را ببیند؟   نمیدانم چه سری است میان حرم امیر المومنین ع و مدینه تا اسم ایوان طلا و حرم آقا میاید دلم روانه کوچه ی بنی هاشم میشود کوچه ایکه شاهد بودند چطور یک بانو از ولایتش دفاع میکرد همان کوچه ای که شاهد بود دست وصی رسول خدا صرابستند همان کوچه ای که دست دخت رسول خداص را...

یازهراس  نمیدانم  چرا به اینجا ختم شد شاید خود آقا راضی باشد در حرمش از غربتش بگوییم     ای اول مظلوم حالا من و غصه زیارت حرمت و دغدغه دور شدن از این صحن و سرا...

چه بگویم حالا که احساس میکنم به آرزویم رسیده ام ،دیگر نمی خواهم از این آرزو دور شوم وقتی فکر میکنم این رفتن یک بازگشتی خواهد داشت خیلی دلگیر می شوم. یعنی چگونه دوباره از آغوش آقا دل بکنم یعنی میشود آقا یک نگاهی به من روسیاه بیاندارد ومارا مثل شهدا بخرد.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/ آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند.

امان زدعای مادر از انوقتی که فهمیده میخوام برم کربلا همش دارد دعا میکند انشا الله سالم و صحیح برگردی چند باری به شوخی گفتم ای کاش که کربلاشهید بشوم اما چه بگویم از بغضی که گلویش را گرفت و اشکی که در چشمانش حلقه زد، ولی چه کار کنم وچگونه بگویم که دیگر از خودم و زندگی خسته شدم آخر تا کی گناه و شکستن دل امام زمانم (عج) ؟مگر اقا کاری بکند...

اما ای یوسف فاطمه( س)  بهتر از مقابل شش گوشه جایی را سراغ ندارم که شما را به انجا دعوت نمایم شما بیایید یک دستی بر سرمان بکشید و یک نگاهی به دلمان بیاندازید شاید ما تغییر کنیم تا در تمام مراحل زندگی کربلایی بمانیم و الا...

 آقا من عرفه منتظر شما هستم. 

شاید این اخرین مطلبم در وبلاگ باشد از تمامی دوستان التماس دعا دارم و همینجا به همشون قول میدهم که اگر لیاقت داشته  باشم آنجا نائب زیاره همه دوستان هستم مارا حلال کنید .

 این زیارت را به نیابت از شهیدی میروم که سالها با قبرش درد و دل کردم من که ایشان را ندیده ام ولی می گویند مداح وشاعرامام حسین (ع)  بوده وعاشق امام رضا (ع).

شهید  غلامعلی رجبی شاعر شعر معروف ( قربون  کبوترهای حرمت امام رضا ع  )

  ان شاالله که این شهید وصاطت ما را  به اربابش نماید.             

           برمشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا /بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا

               تشنه آب فراتم ای عجل مهلت بده/تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

                                                 کربلا یا کربلا

 

 

    

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 17:2  توسط دانیال گودرزی  |